الشيخ أبو الفتوح الرازي
211
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
مستحسن دارند و هم مبارك ، و ابن نباته شاعر در قصيده گفت ( 1 ) وصف ( 2 ) اغرّ و محجّل - و قد ابدع فيه : يا ايّها الملك الَّذي عزماته من خلقه و رواعجوه ( 3 ) من رائه قد جاءنى الطَّرف الَّذي اهديته هاديه يعقد ارضه بسمائه متجلَّلا و البرق من اسمائه متبرقعا و الحسن من اذوائه ( 4 ) فكأنما لطم الصّباح جبينه فاقتصّ منه فخاض في احشائه و هم او گويد هم اين معنى در قصيده اى ديگر : و ادهم يستمدّ اللَّيل منه و يطلع بين جبهته الثّريّا سرى نحو الصّباح يطير مشيا و يطوى فجوة الافلاك طيّا فلمّا خاف و شك البين منه تشبّث بالقوايم و المحيّا ابو جعفر المداينىّ روايت كند از قاسم بن الحسن بن الحسن ( 5 ) از پدرش از جدّش امير المؤمنين على - عليه السلام - از رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله - كه او ( 6 ) گفت : چون خداى تعالى خواست تا اسپ بيافريند باد جنوب را گفت : من از تو خواهم خلقى آفريد ( 7 ) يعنى آن فريشتگان را ( 8 ) كه بر باد جنوب موكّل باشند ، خلقى كه عزّ اولياء و دوستان من باشند و مذلَّت دشمنان من ( 9 ) و جمال اهل طاعت من ، فريشتگان گفتند : بار خدايا ! فرمان تو راست ، حق تعالى از باد جنوب اسپى بيافريد . آنگه گفت ( 10 ) : من تو را غريب آفريدم ، و خير در پيشانى تو بستم و غنيمتها مجموع بود بر پشت ( 11 ) [ تو ] ( 12 ) خداوند تو را بر تو مهربان كردم ، و تو را پرنده اى بى پر
--> ( 1 ) . آج در . ( 2 ) . مج ، وز اسپى . ( 3 ) . آج : روائه ، مج ، وز ، دب : رواؤه . ( 4 ) . آج : متبرقعا و البدر من اكفائه . ( 5 ) . اساس كه نو نويس است : قاسم بن حسن از ، با توجّه به مج ، وز تصحيح شد . ( 6 ) . همه نسخه بدلها : ندارد . ( 7 ) . مج ، وز : خلقى خواهم آفريد ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب : خلقى خواهم آفريد - ، مر : خلقى مىخواهم . ( 8 ) . مج ، وز : ندارد . ( 9 ) . مج باشند . ( 10 ) . اساس كه نو نويس است ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : گويد ، با توجّه به مج ، وز تصحيح شد . ( 11 ) . مج ، وز : غنيمتها بر پستتر مجموع بود . ( 12 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .